تبليغاتX
تاریخ تحلیلی

تاریخ تحلیلی

 

 

چکیده

بابک خرمدین ازآذربایجان برخواست وخواست که این منطقه را از زیر سلطه اسارت اعراب آذاد سازد نویسندگان با متعصب در باره نسب و زادگاه او حرف های مختلفی می زنند بابک بخاطر خیانتی که یکی از افرادش به او کرد اسیر شد و خلیفه عباسی با قصاوت تمام او و برادرش را رسوای عام کرد واز بین برد آنان سرنوشت شان را می دانستند شورش علیه خلیفه جز مرگ چیزی نبود آنها تا آخرین لحظه مقاومت کردند وضعفی از خود نشان ندادند.

کلمات کلیدی:بابک،آذربایجان،نویسندگان متعصب،خلیفه ،خیانت


 

مقدمه

قیام بابک یک قیام ملی بود که برای استقلال ایران و بیرون کشیدن ایرانیان از زیر سلطه اعراب انجام شد ولی برخی نویسندگان در نوشتن تاریخ حق مطلب را ادا نکرده اند و با تعصب با قیام ملی بابک برخورد کرده اند. بابک چه خرمی و مزدکی یا شیعه بوده باشد برای استقلال ایران تلاش کرده و شایسته ستایش است. ما نمی توانیم تاریخ را تغییر دهیم تاریخ چیزی که اتفاق افتاده، است.بابک چه خوب یا بد اهل آذربایجان و ایرانی بوده و برای حس میهن پرستی که داشته برای ایران تلاش کرده  برخی نویسندکان با دانستن اینکه حقیقت چیست با تعصب با  آن برخورد کرده وسعی کردن بابک را شخصیتی منفی جلوه دهند.


 

نام اصلی رهبر

نام اصلی رهبر قیام خرمدینان آذربایجان به نوشته«مسعودی»در کتاب «مروج الذهب»،«حسن»و نام برادرش «عبدالله» بود.«حسن چون ترک بود لذا نمی توانست به «فارسی روان »حرف بزند ودر صحبت به زبان «فارسی پیچیدگی» در زبانش داشت . او رهبری لایق و جوانی جسور و نابغه نظامی قرن خود بود و به علت رهبری انقلاب آذربایجان از سوی مردم لقب «بابک» به او داده شده بود.«بابک»مخفف«بای بک»و آن نیز مخفف«بایکباک»یعنی «بیگ بزرگ»است... .»[1]

زادگاه بابک

درباره زادگاه بابک بین نویسندگان اختلاف نظر وجود دارد برخی ها خواستند با کشاندن نسب بابک بغیر ایرانی یک چهره منفی از او بسازند محمد حافظ زاده میگوید:«عده ای عقیده دارند که بابک در روستای «بلال آباد» یا کلان رود از روستای میمند آذربایجان ،پس از مرگ پدر به جهان آمد . باقوت حموی با ظن و گمان بابک را برخواسته از روستایی بنام«خرم » در نزدیکی اردبیل می خواند. صاحب کتاب «بیان الأدیان»زادگاه او را «عالو آباد»نوشته است... .»[2]

ولی نظر متفاوت را در این باره مترجم کتاب«تاریخ تمدن اسلام»در پاورقی ص352،ج2،میدهد که صراحت دارد «...بابک خرم ، اهل مداین بوده و با پدرش به آذربایجان رفته و در محلی موسوم به بلال آباد اقمت گزیدند سپس در خراسان قیام کرد... »

حافظ زاده می گوید:«کسانی که زادگاه او را فهمچون تبارش در جاهای دیگر می جویند آنان هدفی جز بی اعتبار ساختن هویت وی و سرگردان و آواره نشان دادن والدین و خانواده ایشان ندارند... .»[3]

حسین فیض الهی درمورد ترک بودن بابک بک این نوشته ابن ندیم استناد می کند  که می گوید : «زبان بابک به فارسی نمی گردید و زبانش در فارسی حرف زدن پیچیدگی داشت این پیچیدگی در سایر زبانها گزارش نشده است .»[4]

این احتمال وجود دارد که  پدر بابک ایرانی نبوده  ولی اینکه بابک زادگاهی دیگری غیر از آذزبایجان داشته باشد بکلی مردود است.  

خرمدینان

جاویدان بن سُهْرَک (در تاریخ طبری و بعضی از کتاب های دیگر جاویدان بن سهل ثبت شده است) یا شَهْرک (در التنبیه والاشراف) رییس جاویدانیّه (از خرّمیان) در مسیر بازگشت از زنجان در دهِ بلال آباد در منزل مادر بابک توقف می‌کند. به سبب کاردانی بابک جاویدان از بابک خوشش می‌آید و با اجازه مادرش او را همراه خود می‌برد و او را سرپرست اموال و املاک خود سازد. مدتی پس از آن که بابک در خدمت جاویدان به سر می‌برد، جاویدان بر اثر زخمی از دنیا می‌رود. همسر جاویدان به سبب علاقه‌ای که به بابک داشت به پیروان جاویدان اعلام می‌کند که روح جاویدان در بابک حلول یافته است و او می‌باید جانشین جاویدان باشد. با کمک زن جاویدان، بابک طیّ تشریفاتی جانشین جاویدان و پیشوای خرّمیان می‌شود و بابک نیز آن زن را به همسری خود درمی آورد

حسین فیض الهی می نویسد:«جنگجویان آذربایجان چون لباس سرخ می پوشیدند و پرچم سرخ بر می افراشتند  گویا از طرف مردم «قیزل گئیم لر»یا «قیزل دونلار»و «قیزل بایراق لار »و از طرف اعراب «الحمراء» «سرخ جامگان» نامیده می شدند.

دستگاه تبلیغاتی رژیم «سیاهپوش »عباسی در عرض 22 سال تبلیغات گسترده خود در جهان اسلام چنین وانمود می کردند که سرخ جامگان « مزدکی» هستند و می خواهند «خلافت اسلام» راسرنگون نمایند... .»[5]

ازاین مطلب آنچه که استخراج می شود این است که عباسیان برای اینکه آنها را سرکوب از این حیله استفاده کردند و آنهار ا مزدکی معرفی کردند تا بتوانند خود را مشروعیت دهند و از مقبولیت آنها در بین مردم جلوگیری کنند.

نصرت الله زندی درکتاب خود می گوید :«... درمورد اصالت کلمه خرم دینان و خرمیان با توجه به نوشته های مورخین آنچه استنباط می گردد این است که خرم دین نام عام است برای پیروان دین تازه ای که در قرن دوم هجری  در ایران آشکار شد و چه بسا باز ماندگان تیره «مزدکیان» از زمان ساسانیان باشند از دیرباز در نواحی دور افتاده ایران در کوههای مرکزی و مغرب و شمال غربی ایران بطور پنهانی میزیسته اند و در سال  162هجری بقصد نجات ایران از سلطه اعراب قیام کده و دین خود را آشکار نموده اند و نام آیین تازه خود را خرم دین نهاده اند و شاید این ترکیب تقلیدی ترکیب (به دین) بوده است که درباره دین زردتشت می گفته اند...»[6]

مولف مجمع التواریخ در باره خرمدینان می نویسد:«پس از کشته شدن (مزدک) بدست انوشیروان پادشاه ساسانی که دین نوی آورده بود از او دختری بجای می ماند بنام «خرمه»که در دیار ری مردم را بایین مزدک دعوت می کرد و از آن تاریخ پیروان او را خرمه دین یا خرم دینان خواندند.» ابومنصور عبد القاهر بغدادی نظری متفاوت دارد او می گوید:« خرم دینان یا بابکیه خود را به شروین که در دوران جاهلیت بر آنان حکومت میکرد منصوب می داشتند و مقام وی را از لحاظ  آرا و عقاید برتر از پیغمبر اسلام (ص)تصور می نمودند و میگفتند شروین نسبب بپادشاهان ایران می رساند. خرم دینان به دو دسته تقسیم می شوند گروه اول مربوط به قبل از اسلام یعنی همان مزدکیان ودسته دوم شامل بابکیه و مازیاریه بودند و این هر دو را محمره یا سرخ جامگان میگفتند بابکیه پیروان بابک خرم دین بودن و مازیاریه معتقدین مازیار بن قارن بودند... .»[7]

خواجه نظام الملک طوسی وزیر باتدبیر سلطان ملکشاه سلجوقی که در تسنن تعصب شدید داشت و نسبت به باطنیان عناد و دشمنی فراوان می ورزید نهضت خرم دینان و باطنیان (اسمعیله) را با یکدیگر آمیخته و پیوسته می دانست وی در این مورد در کتاب سیاست نامه میگوید:«بهر وقت که خرم دینان خروج کرده اند باطنیان با ایشان یکی شده اند و ایشان را قوت داده اند و هرگاه باطنیان خروج کنند خرم دینان با ایشان یکی شوند یقین و مال ایشان را قوت دهند که اصل هر دو مذهب ردر فساد دین بمعنی یکیست... .»[8] 

از این نو شته خواجه نظام الملک طوسی چنین بر می آید که احتمالاً خرمیان با شعیان اسماعیلیه عقاید مشترکی داشته باشند

حسین فیض الهی اینها را رد می کند و می گوید:«...اگر دینی بنام «خرم دینی »وجود داشت، می بایست این دین «اصول و فروع وآداب و رسوم و مناسک و کتب و تفاسیر و اشعارو ادبیات و ادعیه و سرود های مذهبی خاص خود را می داشت که توسط اسرای سرخ جامه حتی در حضور دشمنان نیز به عنوان «آداب و رسوم و مناسک خاص خرم دینی» اجرا می شد ولی تابحال چنین گزارشی از هیچ نویسنده و مورخی ثبت نشده است و حتی برای نمونه به یک مورد از مراسم خاص اسرای سرخ جامه آذربایجان در حین اسارت اشارت نرفته که بوی «خرم دینی»ادعایی را بدهد ودر صورتیکه ... اگر واقعاً دینی بنام خرم دینی وجود داشت پیروان متعصب آن دین این مناسک را بی هیچ خوف و وحشتی در مقابل مأموران رژیم عباسی و سایر مسلمانان انجام می دادند و از کشته شدن ابایی نداشتند...اگر بابک واقعاً«خرم دین» بود و به واقع دینی بنام «خرم دینی»وجود خارجی داشت بعد از دستگیری«بابک»و برادرش عبدالله مطمئناً علمای جیره خوار خلافت عباسی برای«مناظره و مباحثه» با این «خرم دینان» از هم گوی سبقت می گرفته اند و برای محاکمه آن سرو دست می شکستند تا آنهارا ... شکست داده و قدرت«ایدئولوژیکی حاکم» را به این بی دینان و خرم دینان اثبات می کردند.در صورتی که برای «محاکمه»حتی «دادگاه دینی»هم تشکیل نشدو«سیاست» خیلی بیشتر از «دیانت»در کشتن وبه دار کردن او عجله نشان داد... .»[9]

در صدر اسلام ما افراد زیادی داریم که در زیر شکنجه ها سخت به شهادت رسیده اند ولی از اعتقادات خو بر نگشته اند وحتی احکامی را که از اسلام یاد گرفته اند انجام داده اند.

سرآغازکار بابک (قیام وی)

درباره قیام بابک خسرو معتضد می نویسد :«نخستین قیام کامل العیار ضد ستم خلافت بود که در آذربایجان و در ناحیه «بذ»به دست بابک شکل گرفت و سراسرایران زمین دامن گسترد و به مدت 23 سال شعله های سوزان آن نیرو و عوامل عباسی را در ایران سوزانید و همچنین با زمین لرزه های سیاسی و اجتماعی خود سریر خالفت عباسیان در بغداد را لرزاند ... .»[10]در این خصوص داریوش به آذین در مقاله ای میگوید:«در اواخر قرن دوم هجری در زمان حکومت مأمون که آذربایجان همچنان به دست خلفای بغداد اداره میشد یک نهضت ملی اشتراکی که مبتنی بر احساسات ملی وعقاید مزدکی(برای مزدکی بودن بابک بین نویسندگان اتفاق نظر وجود ندارد)بنام خرم دینان پدید آمد ،بابک در سال 201به پیشوای خرم دینان رسید و در اردبیل و در حوالی آن مدت22سال مبارزات او با دولت عباسیان طول کشید... .»[11]                                                   

سعید نفیسی در کتاب خود می نویسد:«درباره جنگهای که بابک با لشکریان خلفای بغداد کرده است برخی جزئیات را تاریخ نویسان ضبط کرده اند .حاج خلیفه در تقویم التواریخ آغاز کار خرمدینان را در کوهستان آذربایجان در سال 192 آورده و می گوید :هلاک آن قوم به دست حازم _گویا این همان سالی است که که جاویدان ابن شهرک بیرون آمده است_بابک کار خود را در سال201 آغار کرده است... .»[12]

حسی فیض الهی هم می نویسد :«بابک قهرمان بزرگ و ملی آذربایجان در سال 201 هجری بر علیه اشغالگران آذربایجان قیام کرد و توانست در عرض بیست و دو سال قیام خود چهل و دو حمله بزرگ دشمن را دفع کند و چندین ارتشبد و سپهبد را شکست داده و اسیر نماید. فیض الهی در این مقاله از ابو منصور بغدادی نقل میکند که میگوید:«...تعداد سرخ جامگان آذربایجان را حدود سیصد هزار تن بوده و مسعودی نویسنده کتاب «مروج الذهب»بصراحت مینویسد:«نزدیک بود خلافت را از پیش بردارد.»[13]

این احتمال می رود که بابک برای استقلال آذربایجان این قیام را انجام داده ولی همانطور که گفتیم این یک انقلاب ملی است.

«نخستین سپاه مأمون برای دفع بابک ،به فرماندهی معاذ بن مسلم و با فرمان حکومت ارمنستان،در204/819-820 روانه گردید اما او طی چندین جنگ با بابک هیچگاه پیروز نشد لذا مأمون اورا حاکم جزیره – ناحیه ای درفاصله شمال دجله و فرات –کرد و به جای او عیسی بن محمّد بن ابی خالد را فرستاد و بر ارمنستان و آذربایجان حکومت داد و به او دستور داد با مال خود جیره سپاهیان بپردازد. او سپاهیان ساکن مدینه و همچنین سپاهیان حربیه را، که در ایام جنگ محمدامینو مأمون در بغداد بودند باخود برد . در آذربایجان محمد بن روادأزدی- حاکمتبریز-و دیگر روسای عرب محلی نزد او گرد آمدندو جنگ با بابک یاریش دادند. در جنگی که رخ داد،بابک در تنگه ای سپاهیان حامی خلافت را هزیمت دادو عیسی بدون آنکه به چیزی بنگرد،گریخت.»[14]

 

 

سرانجام قیام بابک

«... از سوم ژوئن سال 835 میلادی خیذر(که بصورت عربی حیدر نوشته شده)ابن قاووس سردار ایرانی با عنوان فرمانروای اشروسنه که اغلب«افشین»نامیده می شد،مسلمانان را به کوهستانی که پاپک خود در آنجا متمرکز ساخته بود ،پیش برد... افشین نخستین حمله را از «برزند»واقع در ناحیه در مغان ،یعنی از شمال شروع کردو سپساز یک سلسله زد و خوردهای متعددی بین آن ناحیه و اردبیل ارتباط برقرار کرد در این پیکار و زد  و خوردها جاسوسان و خبرگزاران دو طرف وظیفه زرگی ایفا می کردند.»[15]درآن زمان اردبیل چون مرکز آذربایجان و اران بود اهمیت بشتری داشت«...سرانجام پس از نبرد روزمره،لشکریان دشمن در دره ها و دامنه های کوهساران ،سرانجام با کمک سپاهیان که بخصوص برای چنین نبردی آزموده شده و مجاهدانی بی باک و سلحشور که از روی ایمان داوطلب چنین جهادی شده بودند. حمله ای به وقوع پیوست که سرانجام به جنگ عمومی منتهی گشت و تصرف البذ را در روز 27 اوت 837میلادی(21رمضان222هجری)برای افشین و سربازانش امکانپذیر ساخت پاپک و برادرش نخست خود را در دره ای و سپس در جنگل انبوهی پنهان کردند و از آنجا پس از گذاشتن  زن و مادر خود به ارمنستان گریختند... .»[16] حاکم ارمنستان اینها را با حیله اسیر کرد و تحویل افشین داد و افشین آنها را نزد خلیفه برد و خلیفه آنها را بطور وحشیانه ای کشت.

 

 

قلعه بذ درمنطقه قره دآغ

قلعه بذ جایی که مقر اصلی بابک بوده احتمالاًنام اصلی  این قلعه بوز(خاکستری) قالا بوده ولی به مرور زمان بذ تبدیل شده.


 

منابع و ماخذ

خلعتبری ،اللهیار،جنبش بابک،بی جا،مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه بهشتی،1383.

زندی،نصرت الله،بابک خرم دین یا مرد جاویدان،ه کوشش حسین احمد پور،بی جا،بی نا،1346.
حافظ زاده، محمد، بابک حماسه ای در تاریخ،بی جا،مولف با همکاری پیام نور،1383.
اشپولر،برتولد،تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی،ترجمه جواد فلاطوری،ج1،بی جا،انتشارات علمی فرهنگی،1364.

معتضد،خسرو،بابک خرمی و جنبش سرخ جامگان،انتشارات جهان معاصر،1372.

نفیسی ،سعید،بابک خرم دین،ی جا،عطار،1384.

مقالات:

حسین فیض الهی ،«سرخ جامگان مبارزان شیعه آذربایجان»،مجموعه مقالات،هاشمی سودمند،1388.

داریوش به آذین ،«اردبیل»،مجله برسی های تاریخی،سال11 شماره4،1345.

عباس پرویز،«خرم دینان و قیام بابک برای احیای استقلال ایران»،مجله برسی های تاریخی،سال اول شماره 1-2،1345.



[1] حسین فیض الهی وحید،«سرخ جامگان مبازان شیعه آذربایجان»،مجموعه مقالات ،هاشمی سودمند ،1388،ص17.

[2] محمد حافظ زاده،بابک حماسه ای در تاریخ،مولف با همکاری پیام نور،1383،صص176-177.

[3]  حافظ زاده،همان،همان ص.

[4] ابن ندیم،تاریخ الکامل،به نقل از حسین فیض الهی وحید،«سرخ جامگان مبارزان شیعه آذربایجان»،مجموعه مقالات ،1388،ص54.

[5] فیض الهی ،همان ،ص61.

[6] نصرت الله زندی ،بابک خرمدین یا مرد جاویدان،بی نا، 1346،صص15-16.

[7] عبد القاهر بغدادی ،الفرق بین الفریق ،به نقل از عباس پرویز،«خرم دینان و قیام بابک برای احیای استقلال ایران»،مجله برسی های تاریخی،سال اول شماره 1-2،1345،ص78-79.

[8]  خواجه نظام الملک ،سیاست نامه ،به نقل از عباس پرویز،«خرم دینان و قیام بابک برای احیای استقلال ایران»،مجله برسی های تاریخی،سال اول شماره 1-2،1345،ص78-79.

 

[9]  حسین فیض الهی وحید،همان،ص6-7.

[10]  خسرو معتضد ،بابک خرمی و جنبش سرخ جامگان ،انتشارات جهان معاصر،1372،ص83.

[11]  داریوش به آذین ،«اردبیل»،مجله برسی های تاریخی،سال11 شماره4،1345 ،ص175.

[12] سعید نفیسی، بابک خرمدین،عطار،چاپ اول 1384،ص45_46.

[13]  حسین فیض الهی ،«سرخ جامگان مبارزان شیعه آذربایجان»،مجموعه مقالات،هاشمی سودمند،1388،ص61.

[14] الهیار خلعتبری،جنبش بابک ،انتشارات دانشگاه شهید بهشتی،1383،ص67-68.

[15] برتولداشپولر،تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی،ترجمه جواد فلاطوری،انتشارات علمی فرهنگی،1364،ص105-106.

[16]  برتولد اشپولر ،همان ،صص106-107.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 15:41  توسط قره داغلی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

کهنه قلعه این قلعه در منطقه ای بر روی تپه طبیعی در قسمت غرب رودخانه خیاو چاری قرار دارد ارتفاع تقریبی آن 1416 متر از سطح آبهای آزاد و در طول جغرافیایی 47 درجه و 41 دقیقه و 22 ثانیه و 2 صدم ثانیه و عرض جغرافیایی 38 درجه و 24 دقیقه و 12 ثانیه در ضلع شمالی دروازه اردبیل با بنای تقریباً مستطیل شکل بطول 250 متر و عرض 102 متر با مصالح سنگ ،چینه ،خشت خام با ملات گلی در ادوار مختلف ساخته شده و چندین بار مرمت و بازسازی شده است بنای اولیه این قلعه در شاپور دوم ساسانی در سال 337 میلادی بدستور نرسه هرمز حکمران ساسانی در خیاو به مدت 6 سال ساخته شده است وجود سنگ نبشه ای به خط پهلوی ساسانی در جبهه شمالغربی این بنا در فاصله 150 متری در آبراهه خیاو چایی واقع شده است، تاریخ بنایان گذاری قلعه را تا دوره ساسانی عقب برد ولی متاسفانه سنگ نبشته مزبور بر اثر عوامل طبیعی و انسانی تخریب و از بین رفته است و در سال 1345 توسط آقای کام بخش فرد باستانشناس زبر دست ایرانی شناسایی و تحت شماره 618 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است . مرمت و گمانه زنی فصل اول گروه باستانشناسی به سرپرستی آقای علی ولی نوری در سال 1366 بمدت 25 روز در کهنه قلعه انجام گرفت و در کاوشهای فصل دوم گروه باستانشناسی به سرپرستی آقای عقیل عابدی در سال 1367 در کهنه قلعه با وجود دیواری بزرگ در ضلع شرقی از نوع بقایای معماری سنگی و چینیه ای پی برده که در مدت خاکبرداریهای این فصل حدود 20 متر از طول دیوار مشخص شده و پهنای دیوار مزبور به عرض 10/2 متر میرسد . آن بخش از دیوار سنگی که تا اینجا شناخته شده ، نقشه آن منطبق با نقشه فعلی قلعه نیست و این موضوع بیانگر این است که دیوار قلعه ساسانی در این بخش براثر عوامل گوناگون فرو پاشیده و در بازسازی و یا بنیانگذاریها نقشه قلعه اندکی کوچکتر شده است در کاوشهای باستانشناختی در کهنه قلعه نشانه های از مواد فرهنگی سفالهای دست ساز و چرخ ساز به رنگ نخودی و خاکستری و فلز مفرغ مربوط به عصر آهن سه بدست آمدت که منسوب به اقوامی است مشهور به اورارتور که در آستانه شکل گیری دولت ماد و در مواردی حتی پیش از آن در بیشتر نقاط آذربایجان که نشانه های از فرهنگ و تمدن آنها مشاهده شده است . در منابع یاد شده تاریخی که نادرشاه افشار هنگام بازگشت از دشت مغان مدتی در این قلعه اقامت داشته و این گفته تاریخی میرساند که قلعه یاد شده در حدود 300 سال پیش معمور و پابرجا بودن و در زمان قاجاریه و حتی دوره پهلوی اول بصورت پادگان سواره نظام استفاده میشده است .

 

سنگ نوشته پهلوی ساسانی

در نزدیک مشکین شهر و در دامنه شمالی قله سبلان در دره ای در کنار رودخانه خیاو سنگ نبشته ای به نام (سورشن داش) در سال 1345 کشف گردید که در 21 سطر برسینه سنگی عظیم نقر گردیده است، مشرف بر همین کتیبه قلعه ای بشکل مستطیل و تقریبا 230*110 متر طول و عرض وجود دارد که آثار فعلی مربوط به دوران اسلامی است و احتمالا بایستی در زیر آن آثار دوره ساسانی وجود داشته باشد.آقای دکتر گیرد گروپ این کتیبه را خوانده.

1. از سطر اول تا سطر سوم تاریخ است. ماه هفتم و بیست و هفتم سال سلطنت شاپور دوم ساسانی (267 سال پیش از اسلام)

 

2. از سطر 9-3 کتیبه از شخصی بنام نرسه هرمزد شهردار و حکمران یاد شده که 6 سال برای ساختن قلعه کار کرده است.

 

3. از سطر 9 تا 12 اندرز است، نرسه هرمزد در آن متذکر شده که شهریاران و بزرگان این اندرز را بخوانند.

 

این کتیبه به علت مکان و زمانش و چون درآذربایجان پیدا شده است اهمیت بیشتری دارد و پیش از آن کتیبه ای ساسانی در آذربایجان پیدا نشده است. در این کتیبه یک سبک نقاشی بخصوصی دیده می شود و احتمالا از علایم خانوادگی بوده است.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت 15:52  توسط قره داغلی  |